الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

276

الغدير ( فارسي )

اللَّه و من يسبّ عمارا يسبّه اللَّه و من يبغض عمارا يبغضه اللَّه ، روايت كرده . و سيوطى آن را در جمع الجوامع - بطوريكه در جزء 7 ترتيب الجمع ص 73 مذكور است ، از طريق ابى يعلى و ابن عساكر و در جزء 6 ص 185 از ابى يعلى و ابن قانع و طبرانى . و ضياء مقدسى - در « المختاره » روايت نموده . و حاكم در جلد 3 « مستدرك » ص 389 باسنادى كه او و ذهبى در تلخيصش آن را به صحت پذيرفته‌اند ، بلفظ : من يسبّ عمارا يسبّه اللَّه و من يعاد عمارا يعاده اللَّه روايت كرده . و احمد در جلد 4 « مسند » ص 90 باسنادش ، بلفظ : من يعاد عمارا يعاده اللَّه عزّ و جلّ و من يبغضه يبغضه اللَّه عزّ و جلّ و من يسبّه يسبّه اللَّه عزّ و جلّ ، روايت نموده . اين نصوص صحيحه و متواتره ( 1 ) كجا ؟ و اجتهاد ابو الغاديه كجا ؟ - يا - آنها كجا و نيكو شمردن ابن حزم عمل ابى الغاديه را كجا ؟ ! - يا - رأى او در اجتهادش كجا ؟ يا بخشيدنش بابى الغاديه پاداش واحد را كجا ؟ در حالى كه بموجب نص شريف نبوى صلى اللَّه عليه و آله ناچار ( كشندهء عمّار ) در آتش است ، آيا بغض و تحقيرى بزرگتر از كشتن متصور است ؟ ! و در اين زمينه و از مجموع آنچه ذكر شد درسهائى هست راجع به اين مطالب كه تاريخ بما ميآموزد ، ابن اثير در جلد 3 « كامل » ص 134 گويد : همانا ابو الغاديه عمار را كشت و تا زمان حجّاج زندگى نمود و بر حجاج داخل شد و حجاج مقدم او را گرامى داشت ، و به او گفت : ابن سميه ( يعنى عمار ) را تو كشتى ؟ گفت : آرى ، حجاج گفت : هر كس مسرور مىشود كه در روز قيامت فردى توانا و مقتدر را به بيند ، به اين شخص كه ابن سميّه ( عمار ) را كشته بنگرد ، سپس ابو الغاديه از حجاج حاجتى مسئلت نمود و حجاج نپذيرفت ابو الغاديه ( بر سبيل اعتراض و با تاثر ) گفت : ما دنيا را براى اينان مهيا و رام نموده‌ايم و اينان از دنيا ( كه با كوشش ما براى آنها مسخر

--> ( 1 ) بنابر آنچه ابن حزم در حد تواتر در سائر احاديث معتقد است .